کافیه کمی پرس و جو تحقیق کنید تا بدونید رفتن کار سختی نیست. از کسانی که رفتند، از اینترنت و خیلی منابع دیگه میشه اینو فهمید. نه پول زیادی میخواد، نه زیاد طول میکشه، نه حتی سختی خیلی خاصی داره (وابسته به جایی که قراره ازش سر در بیارید). سختترین بخش ماجرا دل کندنـه است! به هر کی بگی میخوام برم ازت میپرسه دلـت میاد همه چی رو بذاری و بری؟ خانواده، دوستات، همهی مردمی که صبح تا شب چشمت به چشمـشون میفته و همهی چیزهایی که فقط توی ایران هست [مثلا پلیس امنیت اخلاقی]...؟ نه! واقعا دلـم نمیاد. اگه آدمایی بودیم که بتونیم راحت دل بکنیم، الان هشتاد میلیون نفر دور هم جمع نشده بودیم که صبح تا شب از همهی بدبختی هایی که حق داریم از بابتـشون بنالیم، ناله کنیم! یه چیزهایی هست که نمیذاره دل کندن آسون باشه... حالا هر چی! اما تو! توی بیشعوری که وقتی باهات حرف میزنیم، وقتی می نالیم، در میای که "همینه که هست. نمیخوای پاشو برو. برو سوئد. برو آمریکا." تو حال من رو به هم میزنی! و تو کم نیستی! حداقل ده بیست میلیون نفری هستی. ده بیست میلیون بدبخت جیرهخوار که فقط به درد داد زدن توی راهپیماییها و نماز جمعه ها میخوری. ایده آلـت زندگی توی همین خرابشده است و حتی دوست نداری خرابیهاشو بسازی. آرزوت اینه که سایه آقا همیشه بالا سر مملکتـت باشه چون اگه نباشه خدا میدونه دشمن حمله میکنه و همهمون رو شیمیایی میکنه. به برکت وجود حضرتـشونه که ما زندهایم. و چه ایدهآلی بالاتر از زنده بودن؟ راه میفتی توی توییتر و جاهایی که هیچ صنمی با شعور و شخصیتـت نداره دریوری میگی به این و اون؛ که ای وای. چادر زهرا چه شد؟ خون شهدا پایمال شد! چرا در مورد آزادی حرف میزنید؟ چرا آزادی باشه؟ بی بند و باری و هرزگی مدل غربی چرا رواج بدیم؟ مرگ بر روحانی که اجازه میده دختر و پسر کنار هم زندگی کنند. دیوار بکشید! [شانتاژ میکنم به هر حال] اولا که روحانی تو روح خودش خندید! دوما، دو دقیقه فکر کن.
خوبیم ما؟ اوضاعـمون چطوره؟ "مگه نمیگی خرابه! بسازش. خرابیهاشو درست کن. ولی فرار نکن ازش." [این مدل دوم شخصیتهای انقلابیه. فقط تعدادشون خیلی خیلی کمـتره] چشم. به روی تخم چشمـمون! دندهمون نرم، وطنـمونه، میسازیمش! اجازه میدید؟ "اجازه ما هم دست شماست." شروع کردم دوباره بسازمت وطن! [داریوش چی میگه؟] فقط بی زحمت اون مانع قرمزه رو از اونجا بردار داداش. "نه دیگه نشد! این محدودهی عملیاتی شماست! تا همین جا حق داری بسازی. بیش از این اضافه ساخته و جریمه میشی!" چی شد؟ مگه قرار نبود ایران ایدهآلـمون رو بسازیم؟ تو باز میگی نساز که! "بساز. فقط 50متر، 5 طبقه. خوبه دیگه. الان کشور همسایه 20متر 2طبقه است. کلی پیشرفتهتریم ما."
این چهارچوبی که سی و چند ساله اجازه نمیده بلندتر و بزرگـتر فکر کنیم، این چهارچوبی که جیرهخوارانی رو راضی نگه داشته و با همون راضیها جلوی فریاد ناراضیها رو هم میگیره و صد البته یه طبقه متوسط مطمئن داره که میدونه به این راحتی صداشون در نمیاد چون میترسند همه چی خرابـتر بشه... این چهارچوب باید خراب بشه. باید خراب بشه تا من ایرانمو بسازم؛ 1000متر، 200طبقه.
برچسب: خراب,
نویسنده: باران زمانی