دیروز در بیان با پستی مواجه شدم که پس از اتمام خواندن آن نه تنها احساس رضایت نمیکردم بلکه اینطور به نظر میرسید که نحوهی بیان مطلب کاملا توهینآمیز و در عین حال تکراری بوده است! توهین آمیز از این جهت که هیچ یک از اصول یک متن انتقادی را رعایت نمیکرد و صرفا قصد داشت ناراحتی خود از جامعه را بنویسد و به مردان بتازد و آنان را مورد عنایت قرار دهد. تکراری به این دلیل که همان روز در اتوبوس، هنگام بالا و پایین کردن توئیتر با یک چنین پستی مواجه شده بودم! پستی که به دلیل محدودیت کاراکتر توئیتر، در چندین کامنت پیاپی تایپ شده بود. آن مطلب هم مضمون مشترکی را دنبال میکرد و فقط کمـتر تعمیم یافته بود![البته نرخ مواجهه با چنین مطالبی حداقل 1بار در هر روز است!] هر دو از این نوشته بودند که فضای جامعه حتی برای حضور لحظهای آنـها هم مناسب نیست!
"خدا نکند پایـشان را از خانه بیرون بگذارند، آنوقت سیل نگاه هیز و شیطنتآمیز مردان است که سویـشان روانه میشود و به روح و جسمـشان تجاوز میکند! آنـها سرشان را زیر می اندازند و محل نمیگذارند، اما مردان دور و برشان راه میافتند و هر ده متر یک مرد به آنـها تجاوز میکند! حال چه روحی و چه جسمی! نگاهـهایشان هم آنقدر بوی تعفن و لجن میدهد که بدون شک دنبال اهداف شیطانی اند! اصلا چه دلیلی دارد مرد دور و برش را نگاه کند؟!
به زعم نویسندهـها، صدای بوق هر خودروی رهگذر به معنای آن است که مرد راننده قصد دارد عقدهـهای جنسیاش را خالی کند و ابدا قصد مسافرکشی یا [استثنائا] کمک انساندوستانه ندارد! فقط و تنها فقط قصد آزارجنسی دارد! کارمندان مرد اداره، اصولا اگر در هر موردی قصد صحبت کردن با یک خانم را داشته باشند، مصداق بارز آزار جنسی است و آنـها برنامهـهایی برای این عمل شیطانی دارند. [میتوانید با هشتگ #آزارجنسی تمام مصادیق این جملات را در توئیتر پیدا کنید.] هر گونه تاچ و برخورد یک مرد با یک خانم در خیابان و سایر مکانـهای عمومی، به قصد جفتکاندازی جنسی و مصداق بارز تجاوز است. اصلا مگر ممکن است یک مرد بدون سوء نیت کاری کند؟!"
مصادیق آنقدر زیاد است که از شمارش و نام بردن خارج است! هر خانمی که پا به اجتماع بگذارد -فارغ از نوع پوشش- روزانه حداقل به اندازهی تعداد انگشتان یک دست مورد آزارجنسی قرار میگیرد! این آمار از کجا می آید؟! از توئیتـها و پستـهایی که بارها به اشتراک گذاشته میشوند و تاپ میشوند و لایک میگیرند و کوئت کنندهـهای بسیاری تایید میکنند و مثلا در یک مورد ادعا میکند که در مسیر دانشگاه آنقدر مورد آزارجنسی (اعم از لمس و نگاه) قرار گرفته که مرد می بیند حالت تهوع پیدا میکند!
با عقل سلیم خودتان بررسی کنید و بگویید آیا این واقعیت است؟! آیا حقیقت به همین اندازه تلخ و گسترده است؟! من که پاک گیج شدهام!
به نظر میرسد که تعارض جنسی (و نه تجاوز؛ که به اشتباه برای شدیدتر کردن موضوع به کار میرود) بسیار گسترده است و شکی در آن نیست! اما باید در نظر داشت که هر نگاه، برخورد، صحبت یا سایر موارد از این قبیل، ولو اگر به گونهای باشند که عادی ننماید، مصداق تعارض جنسی نیست. صرفا هر ابراز وجود و یا ابراز علاقهای(!) را نباید سوء برداشت جنسی کرد. به علاوه در بخش بزرگی از این تعارضات، طرفین قضیه مقصرند که ابدا قصد ورود به این مبحث را ندارم!
مورد دیگری که باید در نظر داشت تاریخ است! عمر زندگی بشر روی زمین هر چقدر باشد (مثلا هفتهزار سال)، تنها در پانصد سال اخیرِ آن است که آرام آرام نوع دید زن و مرد نسبت به یکدیگر در حال تغییر است. آن هم بسیار کند و به گونهای که در بعضی کشورها هنوز این فرآیند حتی آغاز هم نشده است! تا کمی قبل، هر دو جنس، تقریبا بدون اعتراض و مسالمت آمیز، با نگرشی در کنار هم زندگی میکردند که در آن مرد به عنوان فرد قدرتمند و همهکاره و زن به عنوان موجودی ضعیف و مورد قدرت واقع شده قلمداد میشد. تنها اتفاقات چند صدسال اخیر و خصوصا دو قرن پیشین، در مسیر تصحیح این نگرش اشتباه بوده است و تا زمان تکمیل این فرآیند راه زیادی مانده است. خصوصا در کشورهایی نظیر کشور خودمان که چند سالی بیشتر نیست که پا در مسیر مدرنیته، تازه آن هم از راه غلط، گذارده ایم و خدا میداند که برای نوسازی یک دیدگاه غلط در چنین جوامعی چقدر زمان نیاز است... از این توضیحات اضافی که بگذریم، دلیل اصلی تعرض از سوی مردان به زنان، همین است؛ اینکه چرا این فرآیند در جهت عکس انجام نمیشود، به دلیل همان تاریخ طولانی است که در پشت این مسئله پنهان است.
لزوم اصلاح این واقعیت تلخ و گسترده از هیچ کس پوشیده نیست، اما پیش از اینکه بعد از مواجهه با هر مورد تعرضی، داد و فغان برآوریم و از زمین و زمان و مرد و مذکر و male و homme و اینها بنالیم، لازم است فکر کنیم! فکر کردن کلا خوب است و نباید از آن فراری بود! باید اندیشید که چطور انتقاد کرد که مشکلات بزرگتری در پی نداشته باشد. اینکه تر و خشک را با هم بسوزانیم، یا اینکه به گونهای بنویسیم که موجب لج و لجازی شود یا آنقدر بزنگنمایی کنیم که آرام آرام حقایق هم غیرقابل باور شوند، راه درستی نیست.
در کل هم به نظر لازم است که علاه بر اصلاح رفتاری مردان، زنان نیز در نوع نگاه خود تغییر ایجاد کنند. هر اتفاق کوچک و بزرگی را تعارض و تجاوز تلقی نکنند و با بزرگنمایی در فضای مجازی داد نزنند! با بزرگنمایی بی جهت نه میتوان سکسیسم را کنترل کرد و نه همین بحث خودمان، تعارض جنسی را !
پینوشت: یکبار یکی از توئیتریـها نوشته بود که در تاریکی نیمهشب در خیابان قدم میزده و از مقابل هر (!) مردی رد میشده، چه پیاده و چه راننده، به نوعی به او تجاوز میکردهاند [نگاهی، کلامی، لمسی]...
جدا از اینکه بدون شک با اغراق نوشته و همین با اغراق نوشتن، از ارزش انتقاد میکاهد، ایشان و امثالـشان میتوانند تحت یک راهکار کوتاهمدت و فقط برای حفظ خودشان از شر شیاطین مذکر جامعه، در چنین ساعاتی از شب در مکانـهایی که به نظر میرسد چنین ویژگی ای داشته باشند(در هر شهر چنین مکانـهایی معمولا مشهورند) تنها حاضر نشوند.
به علاوه، رفتار خلاف عرف در جامعه، یکی از زمینهـهای تعرض برانگیز است. فارغ از اینکه آن رفتار چیست و از سوی کیست و جنسیت مرتکب به آن رفتار مذکر است یا مؤنث؛ رفتاری که در جامعه عادی نباشد، با نگاه چپ چپ و فحش و دریوری همراه است! مثلا من بروم وسط میدان نقشجهان و در میان شلوغی ناگهان لخت شوم، چه میشود؟! [صرفا جهت بزرگنمایی "رفتار خلاف عرف"]
با توجه به اینکه در هیچ جامعهای، نه ایران و نه حتی آمریکای جنایتکار، چند کیلو آرایش غلیظ به گونهای که صرفا به قصد خودنمایی باشد عادی نیست، چنین رفتاری میتواند منجر به تعارض (اعم از نگاهـهای تاسف بار یا مثلا شیطانی، متلکپرانی و...) از سوی هر قشری از جامعه شود و به این راحتیـها ها نمیتوان فرد مرتکب تعرض را متهم اصلی دانست! البته این گفته را مخالفِ آزادی پوشش ندانید که کاملا متفاوت است و منظور نگارنده به هیچ عنوان حفظ حجاب اسلامی و چادر و این موارد نیست!
برچسب:
نویسنده: باران زمانی