با فحش و دری وری آغاز می کند و در انبوه لذّات جنسی پایان میدهد! درست مثل This is The End ! این بار حتی کمی وقیحانه تر! وقیحانه نه فقط از منظر آنچه که می بینیم و می شنویم؛بلکه از این نظر که اصلا از اول قرار نبود این ژانر به این سمت کشیده شود ...
"انیمیشن را با وال-ای میشناختیم، یا همان هیولا کوچولوی سبزرنگ یک چشم(!)، یا پیرمرد دوست داشتنیِ آپ، حتی مینیون های زرد رنگ منگل، با گیتار بیس مانولو در کتاب زندگی، یا حتی السا در فروزن!"
خدا شاهد است،اصلا سکس و همجنس بازی و رکاکت لفظ و این چرندیات قرار نبود وارد دنیای پاک و دوستداشتنی انیمیشن بشوند... مگر نه اینکه انیمیشن به اسم بچه ها و به کام بزرگ تر ها ست ؟! چرا این یکی، این شکلی شد ؟! چرا به اسم بزرگتر ها و به کام هیچکس شد ؟!
شاید هنگام دیدنـش خندیده باشم و حتی مشتاق دیدن پایان قصه (که البته بسیار هم واضح بود) مانده باشم... ولی آخر آخرش،دلم گرفت...
اصلا کاش می شد رالف خرابکار را بیاوریم تا گند بزند به تمام کاراکترهای "پارتی سوسیسی"... کاش رنگو می آمد و ولو از روی شانس، با هفت تیرِ عدالت، همهـشان را هدشات میکرد! ای کاش یکی پیدا میشد و تمام فایل های موجود از ساسج پارتی را میسوزاند :(
واقعا حالم را بد کردند.. کاش به جای سایت های سینمایی، سایت های پورنوگرافی منتشرش میکردند... آنوقت،به این راحتی ها نمیتوانستند اسمش را قاب کنند کنار زوتوپیا و پاندا و حتی پرندگانِ انگری... :(
.: از هر روزنه ای وارد میشوند تا فحش بدهند به خداپرستی و دینداری... ای گند بزنند به این آزادی بیانـت آمریکا!
.:. هوا سرد است،
قهوه تان زود یخ میکند ... :'(
.:.: راستی! "شادی" را اگر دیدید، خبرم را بهش برسانید و بگویید مدتیـست دلم برایش تنگ شده است ...
برچسب:
نویسنده: باران زمانی