داشتم آهنگ رویا از ش.نجفی را گوش میدادم.. آهنگی که کاملا آماتور ضبط شده ولی پتانسیل ایجاد جنون داره! آهنگی که یه نوازندهی آماتور مثل شاهین، تک نوازی گیتارش را میکنه و دقیقا مثل خودم وقتی میخواد "فا" بگیره، انگشتش روی سیم دوم میلرزه و صدای ویییزززز از گیتارش بلند میشه! این صدا اونقدر واسهـم دردناکه که فکرش را هم نمی تونید بکنید! یادمه اون اوایل، وقتی آقای فردیپور یه آهنگی بهم میداد که تمرین کنم و بیارم، خدا خدا میکردم که "سل مینور" و " فا" نداشته باشه! به طوری که وقتی باهاشون مواجه میشدم کلا روحیهـم رو از دست میدادم! اون موقع ها آرزو میکردم که "می مینور" آکورد غالب آهنگ باشه... آخه میدونید؟! "Em" فقط دو انگشت نیاز داره... صداش هم خیلی نازه! اصلا زیبایی در سادگی و این حرفها!
ولی حالا که فکر میکنم با خودم میگم که چقدر احمق بودم! ای کاش زمان به عقب برمیگشت و من هیچوقت از سخت بودن گرفتن آکورد "سل مینور" نمی نالیدم.. یا هیچوقت موقع زخم شدن کنارهی دست راستم وقتی یه آهنگ پر از آپاگادو بود، عصبانی نمیشدم.. یا حتی درد بازو رو به جون میخریدم تا صدای "فا ماژور" به خوبی شنیده بشه...
الان شاید یادم نباشه "سی شارپ" رو چطوری باید بگیرم یا حتی نتـهای سیاه و سفید زمانـشون از دستم در بره، ولی خیلی دلم میخواد که برگردم به همون روزها... دلم میخواد گیتار دستم بگیرم و یک شبانه روز کامل "سلطان قلبـها" بزنم و مامان به جای من که صدای آواز خوندن ندارم، بخونه «دروازهـهای دلم رو شکستی، پیمان یاری به قلبم تو بستی، با من پیوستی..» «سل دیز، لا» ...
برچسب:
نویسنده: باران زمانی