خرید بک لینک

امروز بیش از هر روز دیگری به این پی بردم که گویا دنیا، دنیای نشدن هاست! یک هفته برنامه میریزی برای روزی مثل امروز و بعد همهی رشته ها به یک باره پنبه می شود!

امروز بیش از هر روز دیگری درد دل شنیدم و البته بیش از هر روز دیگری فقط شنیدم و اصلا و ابدا گوش ندادم! شاید هم گوش دادم، نمیدانم! ولی دلم میخواهد گوش نداده باشم...

فقط یک جایی خوب شنیدم که "واقعا واسم عجیبه که تو چطوری این همه بهت بدی کردم هنوز اینجوری هستی!" و کاش من گفته بودم "تو چطور اینقدر بهت خوبی کردم هنوز اینقدر عوضی هستی لعنتی ؟!" ... اما خب میدانید که! همیشه همان موقع که باید بشود نمی شود! مثل همین صحبتی که باید میشد و بعد، جواب شنیده میشد، ولی نشد...

بعدتر، امروز به امشب پیوند خورد و قدم ها در تاریکی شب گم شد... گُم که هیچ! گم و گور...!!

و البته هنوز میخندم به تمام آنچه که باید میشد و نشد...!! :)

برچسب: نویسنده: باران زمانی تاريخ: سه شنبه 28 دی 1395 ساعت: 17:35

صفحه بندی