پس از خون - تاریخ: 1398/10/8 ساعت: 20:56
مرد. شعلههای جنگ که خاموش شدند، باران که در راه خود اسید شد و بر زمین پاشید، آخرین تهسیگار که به دیوار مالیده و در هوا رها و بر زمین افکنده شد، زیر تنها پل شهر که سالم مانده بود، نشست. حالا موعد به
رهایی مرد مرگجو - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:21
توی بالکن کوچک اتاق، به پشتی شکسته صندلی چوبی تکیه زدهام، سیگار میکشم، به کاجهایی که در این سرمای پیلافکن همچنان سبز ماندهاند نگاه میکنم و بعد با خودم فکر میکنم که چقدر کلیشه میتوان از این منظ
سیل؛ بلای طبیعی یا بلای بیتدبیری؟ - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
صفر بلایای طبیعی نه مختص زمان خاصی هستند و نه فقط در مکانهای مشخصی اتفاق میافتند، بلکه میلیاردها سال است که سرتاسر زمین جولان میدهند. پس سیلابی شدن رودخانهها، به احتمال زیاد، تنها ناشی از اشتباهات
سایه دخترک در تاریکی - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
یک روز گرم بهاری بود، در دل تاریکی غمبار سر ظهر. از آن غمهایی که آدم گمان میکند از آسمان، به شکل موجودی دو سر و سه دست نازل شده، تا گلویت را بفشارند. نشسته بودیم روی صندلیهای لهستانی روبروی قهوه
"سرمه" یا چطور خشم خود را فرو بنشانیم؟ - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
خیره شده بود به دیوار روبرویش و فارغ از گفتوگوهای صمیمی که در اتاق جریان داشت، آرام آرام سرخ میشد. فقط همین را میتوان درباره احساساتش در آن لحظه خاص گفت، چرا که هیچ چیز دیگری در صورتش تغییر نمیکر
هنر خود من است - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
پردهی ذهن من تبدیل به عرصه فرمانروایی و حکمرانی فیلمها و کتابهایی شده است که میبینم و میخوانم، و از آنجایی که هیچگاه دو پادشاه در یک قلمرو نمیگنجند، مدام میان آنها دست به دست میشود. کتابی ک
سه حادثه ناگوار در تهران و پاریس - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
آقای کلاوسن اخیرا رفتارهای غریبی از خود بروز میداد. مثلا یک شب، بی آنکه کسی را از جزئیات احوال خود مطلع کند، پا به تهران گذاشت. دو روز بعد از این اقدام و درست ساعاتی پس از یک اتفاقِ بینهایت دلسردکنن
زندهبهگور - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
یک پیچ مانده به بهشت چند قدم دیگر مانده تا به خیابان "بهشت" برسیم. خیابانی با سه ردیف درخت بید مجنون که در پیادهروهایش گلدانهای بزرگی با گلهای رنگارنگ قرار دادهاند و در تمام طول سال، به هر شکلی که
علیرضا - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
"شاهد سلاخی کردن بچه من بودهاند و همچون یک تئاتر تا آخر نشستهاند تماشا کردهاند. بچهام را در خاک کردم اما هنوز منتظرم علیرضا از زندان زنگ بزند." اینها را امروز مادر علیرضا بر سر قبر پسرش گفت. علیرضا چهل روز است که کشته شده. روزنامهها نوشته بودند که علیرضا به جرم توهین به مقدسات دستگیر شده بود. علیرضا...
لایلا - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
اگر خوب دقت کنید، میبینید که زنده بودن و زندگی کردن یک موهبت شگفتانگیز است. اما اگر بیشتر دقت کنید، میبینید که این گزاره متناقض است. من از ابتدا با زنده بودنم معنا شدهام، و در نتیجه نمیتوان زندگی کردن را چیزی جز اجبار دانست. بهره بردن از یک موهبت در جایی معنا میدهد که خلاف آن هم ممکن باشد، حال آنکه ...
هنر خوب و هنر بد - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
اگر عرصه قضاوت هنری را محدودهای فیزیکی فرض کنیم، این محدوده جایی خواهد بود که نوسان سیگنال استدلال منطقی میان آن و ذهن قاضی، ضعیف است و نتیجتا در این برهوت، به پاسخ روشنی نمیتوان رسید. هنر، و به طور
نقد کتابخوانی محض - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
تصور نادرستی پیرامون کتاب و کتابخوانی رایج است، که به گمانم، بیشتر هم از سوی همان قشر اهل مطالعه تغذیه میشود. اینها متصورند که صرف کتاب خواندن آنچنان تاثیر شگرفی بر فرد خواهد گذاشت که او را از هر جه
گزینگویهها - 1 - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
"چقدر کسشرید! واقعا که عمیقا کسشرید." - نیچه
دیدار با کافکا در قبرستان - تاریخ: 1398/7/5 ساعت: 1:16
بامداد امروز در خواب با کافکا روبرو شدم. شگفتانگیز بود. تنها ساعتی قبل از به خواب رفتن، داستان کوتاهی از کافکا خوانده بودم، که در آن، یوزف کا. هنگام خواب با مردی هنرمند در قبرستانی تاریک و خلوت روبرو
انجمن وبلاگنویسان مُرده - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:36
عادت کردهام که تصمیمهای ناگهانی بخشی از زندگی من باشند. میخواهد به بزرگی انتخاب آیندهی تحصیلی باشد یا به ناچیزی دوباره وبلاگ نوشتن. برای همین وقتی بعد از مدتها انزجار از وبلاگنویسی، جرقهای در ذ
یک عاشقانهی آرام - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:36
دم غروب که میشود، باید دست گرمی هم باشد که در این سردی پاییز، آن را بگیری و بی آنکه چیزی جز یک جرعه نگاه نوشیده باشی، تلو تلو خوران و خنده کنان، کور باشی و خیابان را با او تا ته بروی. به انتهای خیابا
مسکیولیسم یا اینبار دفاع از حقوق مردان! - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
[این نوشته بههیچوجه ضد فمینیسم نیست بلکه بر علیه کلیشههای جنسیتی جامعه است] فمینیسمنمایی (حداقل در ایران) مانند بسیاری از پدیدههای مطالبهگرای دیگر (باز هم در ایران) زادهی افراط و تفریط است. در
اتفاقات خوب قبل از چهار و نیم! - تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:26
ساعت از سه گذشته، در حالی که پیتزا هنوز روی میزه، از اکیپ جدا میشیم و از فودلند بدو بدو میایم بیرون و توی راه فقط فحش میدم به نوید! بهش میگم ببین! تاکسی میگیری، توی راه هم هر جا دیدیم از "اینا" دارن نگه میداره تا من یه دونه نارنجیـشو بخرم! بعد هم هر جور شده قبلِ چهار منو میرسونی شیخ بهایی وگرنه بلای...
هنوزم دیر نیست... - تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:26
نیگا نارنجیا رو، نیگا نارنجیا رو، به زبان حال با انسان سخن میگه! پادشاه فصلها پاییز! اگه پاییز اینقدری که تو میگی خوبه، چرا همه رفته بودناشون رو میذارن واسه پاییز! پاییز همهش شبه دیگه، نصف روز غروبه! پس کدوم رنگا قراره حال ما رو خوب کنن ما مرخص شیم بریم پی کارمون! لبت کجاست که خاک چشم به راه است؟! آ...
بدون احتساب بزرگترین دهانه! - تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:26
پست میهمان از پرتقال دیوآنه سبز پوشیده بود. ابتدای سی و سه پل مکث کوتاهی کرد و دیدم که وقتی دوباره به راه افتاد؛ چشمانش را به سرعت به چپ و راست حرکت میداد. به گمانم چیزی را میشِمرد. داخل سی و سومین دهانه بزرگ شد و سیزده ستون در جهت مخالف به پیش رفت و ایستاد. نگاهی به ساعتش انداخت و نشست لب پل و پاها...

برچسب‌های مرتبط

screenplay someone else lyrics | screenplay some like it | screenplay someone else | یاران چه غریبانه، رفتند ازاین خانه | یاران چه غریبانه | یاران چه غریبانه کویتی پور | مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه | مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه دانلود | مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه شاعر | وبلاگ در راه ترجمه